زندگی با شخصیت خودشیفته اگر نگوییم سختترین، میشود گفت یکی از سختترین کارها در زندگی هر فردی میتواند باشد. در زندگی با فرد خودشیفته شما دچار مشکلات بسیار زیادی میشوید.
افراد خودشیفته با شریک عاطفی خود مانند غنائم تحت مالکیت خود رفتار میکنند و جالب اینجاست که انتظار دارند در عوض شریک عاطفیشان رفتاری احترامآمیز داشته باشد و حتی آنها را بپرستد! افراد خودشیفته ویژگیهایی دارند که در مقاله زیر به آنها پرداخته ایم:

اگر با فرد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفتگی در ارتباط هستید باید بدانید که او از شما سواستفاده عاطفی میکند و در صورتی که حس کند قدرتش را از دست داده به انجام رفتارهایی ناپسند متوسل میشود:
یک همسر خودشیفته حسادت شما برمیانگیزد
افراد خودشیفته از اینکه علاقه شما به ایشان کم شود میترسند بنابراین موقعیتهایی ایجاد میکنند که باعث برانگیخته شدن حس حسادت شما شده تا قدرت و کنترل در رابطه را به آنها بازگرداند. همچنین ممکن است آنها از حسادت شما به عنوان حربهای برای انتقام، آزمایش رابطه، افزایش امنیت رابطه و بالا بردن اعتماد بنفس خود استفاده کنند
همیشه احساس گناه میکنید
خودشیفتگان هر زمان احساس کنن رفتار شما نشانه بیاحترامی یا عدم قدردانی نسبت به آنهاست کاری میکنند که احساس گناه کنید. این افراد برای این کار از روشهایی استفاده میکنند که باعث میشود شما بدون هیچگونه دلیلی احساس گناه یا پشیمانی کنید.
یک خودشیفته تهدید میکند
اگر شما از خودتان تمایل به استقلال نشان دهید یا به گونهای رفتار کنید که برخلاف میل فرد خودشیفته باشد او شما را تهدید میکند که به رابطه پایان خواهد داد.
دوستت دارم، دوستت ندارم: چرخه بیپایان سواستفاده از احساسات شما
این فیلم را تا انتها ببینید:
رابطه عاطفی با خودشیفته ها چگونه است؟
خودشیفتهها همواره باید مورد تحسین شریک عاطفی خود قرار بگیرند و نیاز روزمرهای به “ستایش شدن” دارند. زمانی که احساس کنند اشتیاق شما نسبت به آنها در حال کاهش است ممکن است از جلب محبت شما ناامید شوند.
آنها ممکن است هدیههای گران قیمت بخرند, درگیر حرکات بزرگ و فوقالعاده عاشقانه بشوند و خلاصه هر کاری از دستشان برمیآید انجام دهند تا شریک عاطفیشان را مطابق میل خود کنترل کنند.
حتی چیزهای کوچک میتواند فرد خودشیفته را به سمت اضطراب و ترس سوق دهد. مانند: دیر کردن سر قرار، بیرون رفتن با دوستانتان و یا فراموش کردن لباسی که این فرد از شما میخواست تا بپوشید.

خودشیفتگان به خوبی نظر دیگران را جلب میکنند که تا مورد محبت و تمجیدشان قرار بگیرند. این افراد در گذشته تجربه شکست عشقی بسیار داشتهاند چرا که همواره در صدد یافتن فردی بهتر هستند تا در کنار او خودشان حس بهتری داشته باشند.
آنها همچنین داستان این روابط شکست خورده را به گونهای تعریف میکنند که شخص جدید گمان کند آنها قربانی این روابط بودهاند. اما لازم است بدانید افرادی که سابق بر این با فرد خودشیفته ارتباط داشتهاند دیوانه نبودهاند. آنها افراد باهوشی بودهاند که به موقع از رابطه خارج شدهاند.
علائم داشتن رابطه با فردی خودشیفته
سرزنش کردن
در روابط سالم هر دو طرف جایی برای اشتباهات شریک زندگیشان میگذارند. متاسفانه زمانی که با شخصی خودشیفته در ارتباط هستید همیشه این شما هستید که مورد سرزنش قرار میگیرد.
افراد خودشیفته در روابطشان نمیتوانند هیچگونه مسئولیتی قبول کنند. آنها دیگران را مقصر شکستهای خود میدانند چرا که پذیرش اشتباهاتشان میتواند برای عزت نفسشان گران تمام شود.
شما ممکن است در دراز مدت به این افراد عادت کنید و بپذیرید که کمتر از شریک زندگی خود هستید، خودتان را کوچک بشمارید و اجازه دهید همواره از شما انتقاد کند.
خیلی وقت ها گذشت زمان هیچ مشکلی را حل نمی کند. باید شجاعت داشت و با مراجعه به یک متخصص مشکلمان را حل کنیم.
برای رزرو وقت مشاوره خانواده با ما تماس بگیرید:
88652505 | 88652502 | 021
وابستگی و کنترل پذیری
متاسفانه افرادی که در رابطه با اشخاص خودشیفته باقی میمانند بیشتر به خود رابطه وابسته هستند تا شریک عاطفیشان.
این افراد تمایل دارند کنترل شوند و شخص خودشیفته به هر طریقی این کنترل را بر آنها اعمال میکند. از اینکه شریک زندگیاش چه لباسی بپوشد گرفته تا این که چگونه صحبت کند.
پس زدن و پیش کشیدن
خودشیفتگان تمایل بسیاری به کنترل شریک عاطفی خود دارند و این موضوع ممکن است باعث ایجاد فاصله بین آنها و سرد شدن شریک عاطفیشان شود. این همان زمانی است که فرد خودشیفته خونسردیاش را از دست میدهد و شروع به ترسیدن میکند. او هر کاری میکند تا شما را نگه دارد.
در این حالت رابطه شما چیزی شبیه یویو میشود و شما مدام از هم دور شده و سپس به هم نزدیک میشوید. به محض اینکه سعی میکنید اندکی فاصله بگیرید توسط الگویی قدیمی مکیده میشوید. این مساله تا جایی ادامه پیدا میکند که فرد خودشیفته از شما خسته شود و یا متوجه شود که دیگر پاسخگوی نیازهایش نیستید.
عدم رعایت حد و مرز
خودشیفتگان قادر به رعایت حد و مرزهای یک رابطه نیستند چرا که پذیرش این واقعیت که شریک زندگیشان فراتر از رابطهای است که با او دارند برایشان سخت است.
این افراد از دیگران برای تامین نیازهایشان استفاده میکنند و درک نمیکنند که شریک عاطفیشان هم نیازهای خاص خود را دارد. زمانی که شما سعی میکنید فضای مخصوص به خود را داشته باشید فرد خودشیفته گمان میکند شما میخواهید بخشی از هویتش را از او جدا کنید.
زمانی که میخواهید از او جدا شوید تمام تلاشاش را میکند تا شما را به زندگیاش برگرداند چرا که اگر شما به این رابطه پایان دهید احساس میکند شکست خورده و عزت نفسش پایمال شده است.

افراد خودشیفته همواره انتظار دارند که دوستانشان به صورت کاملاً داوطلبانه به آنها توجه و محبت کنند تا آنها بتوانند بیش از پیش بدرخشند. برای این افراد مهم نیست که عملکردشان چقدر درخشان باشد، شما باید همیشه به تعریف و تمجید آنها بپردازید.
افراد خودشیفته نمیتوانند روابطشان را برای طولانی مدت حفظ کنند چرا که نگهداری از روابط مستلزم این است که شخص بتواند گارد خود را پایین بیاورد و صادقانه رفتار کند. آنها از اینکه انسانهایی معمولی باشند وحشت دارند و میخواهند با آنها چون موجودی بیعیب و نقص رفتار شود.
بنابراین بعید به نظر میرسد که دوستی با این افراد ساده و خوشایند باشد زیرا اکثر ما استقامت لازم جهت تحمل کردن فرد خودشیفته را نداریم.
خودشیفگان انرژی زیادی را صرف جذب کردن افرادی میکنند که آنها را دوست بدارند با این حال هیچ ستایشی برای آنها کافی نیست!
کلینیک روانشناسی چمان
من همسرم دارایی این شخصیت خودشیفته گی هست البته خیلی ها اورا خوب و مهربان میبینند ولی در محیط خانه تمام تقصیرها را برای من قایل میشه و هیچ انگیزه ای در حل مسایل نداره فقط حرف میزنه و خودرا بر حق میدونه هر چه باهاش صحبت میکنم تاثیری نداره یا مرا تهدید به برهم زدن همه چیز میکنه بااینکه در شرایطی که می دونه نمی تونم زندگی م را ترک کنم و مرا کاملا وابسته خودش کرده ..هم سالهای زیادی گذشته هم اینکه بچه هایمان طاقت ندارند چه کار باید بکنم ؟هیچ کسی حرف مرا نمیفهمد
سلام
متاسفیم از شنیدن تجربیاتی که داشتید و به نظر میرسه که شما از شرایط به وجود آمده بسیار خسته شدهاید. در اینگونه شرایط که به نظر حاد هم میباشد البته با توجه به توضیحات شما، چون ما نیاز به اطلاعات ببشتری داریم، اما با توجه به توضیحات مختصر شما معمولا ما به افراد پیشنهاد میکنیم که در این شرایط از یک متخصص کمک بگیرند حتی اگر طرف مقابل موافق مراجعه به یک متخصص نباشد ما پیشنهاد میکنیم که خود شما به یک متخصص مراجعه کنید زیرا علائمی که از همسرتان و زندگیتان فرمودید نیاز به بررسی بیشتر و سپس اقدامات روانشناختی دارد. امیدواریم که توانسته باشیم جواب سوالتان را بدهیم.
اطلاعات بسیار مفید وکاربردی بود. سپاس فراوان. متاسفانه پس از سی سال زندگی پی بردمکه همسرم چنین شخصیتی دارد والبته با کمک پسرم که بطور علمی ثابت کرد. این تیپ افراد بدون این که واقف بر اختلال شخصیتی خود باشند باعث آزار دیگران و البته خود میشوند. من اکنون در میانسالی توانی برای ادامه زندگی مشترک ندارم، درست زمانی که باید آرامش داشته باشی.
سلام
ممنونم از شما –
بنده همسرم خود شیفته است و بسیار پرخاشگر -بسیار پرخاشگر است – اما اما ایشان بعد چهار سال بسیار تغییر کرده – دست از تهدید ، پرخاش ، ناسازگاری ، خود رای برداشته است . اگر از روز اول با این جمله زندگی میکردم ” دلگرمی به خود و باور به اینکه او دوست داشتی است” حتما الان پیشرفت های اون بیشتر بود و تاب من برای زندگی با او بیشتر میشد و از کوره در نمیرفتم . البته نمیدونم تغییراتش چقدر ثبات خواهد داشت اما تغییراتش بسیار چشمگیر است . باتشکر
سلام. ممنون از شما که تجربهتون رو با ما به اشتراک گذاشتید. مایهی خوشحالی ماست. سپاس
سلام وقت بخیر – 5سال است با یک فرد روانی زندگی میکنم وسواس فکری دارد همیشه فحش میده . کتکم میزنه با چاقو تهدید می کنه عقیم و نازاست . همیشه خفه میکنه تا بمیرم . ولی در بیرون و محیط کار مثل جترمن رفتار میکنه تا اینکه همه عبطه می خورند که فلانی چه شوهری گیرت افتاده . بچه میخوام میگه بچه چیه – منزل میخوام میگه منزل چیه تو اجاره هستیم و حیاطو منزل خودش را به برادرش تا تا انها مستجر نباشن – دهن بین هست فقط حرررررف مادرش و خانواده اش مهمه . منو همسرش حساب نمیکنه بخدا خسته شدم دیگه نمیتونم ادامه بدم. متشکرم اگر راهنمایی بفرمایید.
سلام و وقت بخیر. پیشنهاد میکنیم با مشاور و یا روانشناس مرتبط بشید و ازشون مشورت بخواید.