ما در زندگیمان داستانهای زیادی درباره شکسته شدن قلب و تنهایی بعد از آن میشنویم. دلیل خیلی از آنها خیانت است. خیانتی که همیشه با درد همراه است. همه این داستانها با سوال “چرا با من این کار را کرد؟” تمام میشوند اما تحقیقات نشان داده که در تمام روابطی که با خیانت به اتمام میرسند شباهتهایی وجود دارد.
ما در این مقاله میخواهیم این شباهتها را به صورت یک الگوریتم در اختیار شما قرار دهیم:
الگوریتم خیانت
این الگوریتم بسیار ساده و به شرح زیر است:
ارضای نیازهای خود > نیاز به صمیمیت
زمانی که فردی به ارضای نیازهای شخصی بیشتر از داشتن رابطهای صمیمانه اهمیت بدهد، احتمالاً خیانت رخ خواهد داد.همه ما به عنوان انسان نیازهایی شخصی داریم مثل: غذای خوب، رابطه جنسی خوب، خوابخوب و غیره. در عین حال ما نیاز به ارتباط صمیمانه، دوست داشته شدن و تمایل به اشتراک زندگیمان با شخص دیگری داریم.متاسفانه این دو نیاز اغلب متناقض هستند؛ چرا که برای رسیدن به صمیمیت و عشق لازم است گاهی خواستهای شخصیتان را قربانی کنید؛ مانند دیدن فیلمی که دوستش ندارید یا شرکت در مهمانیای که برای شما خستهکننده است.
همچنین برای ارضای نیازهای خود باید کمی از دیگران فاصله بگیرید و صمیمیت را قربانی کنید. اگر شخصی بیشتر به ارضای نیازهای شخصی خودش اهمیت بدهد تا صمیمیتی که در یک رابطه به دست میآورد، فداکاریاش را برای رابطه پایان میدهد و خیانت میکند.حال اگر شخصی صمیمیت در یک رابطه را باارزشتر بداند با کمال میل بخشی از نیازهای شخصیاش را فدا میکند تا وفادار بماند.
دو دلیل بزرگ اینکه افراد خیانت میکنند:
1. افرادی که شعوری سطحی دارند یا افرادی که خودخواه هستند و همیشه باید موجبات رضایتشان فراهم باشد.یکی از تعاریف بلوغ این است: توانایی مهار کردن نیازهای شخصی برای رسیدن به اهداف بلندمدت. انسان بالغ همیشه اهداف بزرگ و مهمی دارد که به خاطر برطرف کردن نیازهای سطحی خود آنها را به تعویق نمیاندازد.همانطور که شما هر روز صبح کیکی شکلاتی برای صبحانه میل نمیکنید، چرا که باعث میشود پس از مدتی دچار حمله قلبی شوید. خیانت هم زیر سایه همین اصل است.حتما بخوانید : تاثیر دروغ در زندگی مشترک: علل و تاثیرات دروغگوییفردی که بالغ است به خاطر تجربه لذتهای کوتاه مدت اهداف بلندمدت زندگیاش را به خطر نمیاندازد. بنابراین دو دسته از افراد در این تقسیمبندی قرار میگیرند: افراد بدبخت و افراد قدرتمند.افراد بدبخت روی نیازهای شخصی خودشان تمرکز میکنند تا به این وسیله احساس بدبختی خود را مخفی کنند. آنها ممکن است مشروبات الکی سنگین بنوشند یا از مواد مخدر استفاده کنند.
افراد قدرتمند افرادی هستند که کسی قدرت “نه” گفتن به آنها را ندارد. مانند چنگیزخان که در یک روز مردم کل یک استان را قتلعام کرد و روز دیگر به دنبال رابطه با دختران باکره همان استان بود.اما اشتباه نکنید. این افراد لازم نیست دارای قدرت اجتماعی باشند تا چنین رفتاری انجام دهند. کافیست در رابطه دارای قدرت باشند.یعنی هر کاری را بتوانند انجام دهند بدون اینکه درگیر عواقب آن از جانب شریک عاطفی خود شوند.2. یکی دیگر ااز این دلایل فقدان علاقه واقعی در رابطه است.مشکل از جایی شروع میشود که برخی از مردم حتی قادر به تشخیص بدبختی در رابطشان نیستند.آنها از خانوادهای پر از مشکلات آمدهاند یا سابقهای طولانی در حفظ رابطهای پر از مشکلات دارند، بنابراین برای آنها بدبختی به امری عادی مبدل شده است.
دو الگو در روابط اشتباه وجود دارد که باعث چنین خیانتی میشود:
1. اولین الگو زمانی شکل میگیرد که یکی از زوجین احساس میکند همه کارها را برای شریک زندگیش انجام میدهد.از او مراقبت میکند، هر آنچه میخواهد به او میدهد و همواره پشتیبان اوست.در همین زمان که حس میکنید برای شریک عاطفیتان بدل به خدای متعال شدهاید او به شما خیانت میکند!چرا؟زیرا شما وضعیتی سمی در رابطه ایجاد کردهاید و این حس را به شریکتان دادهاید مهم نیست چه اتفاقی میافتد، در هر صورت کارها را به بهترین نحو برای او انجام میدهید و نوع رفتارش هیچ تاثیری در نتیجه کار نخواهد داشت.شاید خودتان هم خیلی تعجب کنید که به شما خیانت شده آن هم بعد از دنیایی از فداکاریها و ملاحظهکاریهایی که انجام دادهاید.
شاید این 100% اشتباه شما نباشد اما مطمئناً شما شریک جرم او هستید. شاید باور این موضوع سخت باشد اما حقیقت دارد:
یک رابطه سالم و عاشقانه، رابطهای است که افراد هر از چند گاهی به هم “نه” بگویند چرا که هر دو طرف باید برای برطرف کردن نیازهای خود تلاش کنند و “نه” گفتن محترمانهترین کاریست که در این مواقع میتوان انجام داد.2. وضعیت دوم زمانی رخ میدهد که یکی از زوجین رئیسمآب و حسود باشد.اگر شما همیشه (حتی اگر اشتباهی نکرده باشید) تحت سوظن او باشید چه اتفاقی میافتد؟در هر صورت او همیشه گوشی شما را چک میکند، وقتی بدون او بیرون میروید عصبانی میشود و هر کجا رفتید باید به او پیام بدهید که کجا هستید و اگر نه داد و فریاد به پا میکند. پس چرا خیانت نکنید؟اوضاع که بدتر از این نمیشود!اساساً زمانی که با شما مثل یک خیانتکار رفتار میشود شما به خیانت کردن راغب میشوید.این گونه حسادتهای عاطفی در شخص ایجاد حس ناامنی و بیاحترامی میکند و این احساسات پاشنه آشیل رابطه هستند.حتما بخوانید : درمان شکست عاطفی
چگونه از خیانت جلوگیری کنیم؟
برای جلوگیری از این کار اقدامات سادهای وجود دارد. اقداماتی که در عین “ساده” بودن اجرایشان “آسان” نیست.
مرحله اول: با فردی که فقط به دنبال رضایتمندی خودش است قرار نگذارید
شاید با چنین فردی رابطهای لذتبخش ایجاد کنید اما فراموش نکنید که این رابطه تا زمانی لذتبخش باقی میماند که شما او را راضی نگه دارید.
این افراد زندگی خودشان را بر پایه ایدههای دراماتیک میسازند. در اطرافشان به دنبال قربانی میگردند تا همیشه کسی باشد که برای خواستههایشان قربانی شود.
افرادی که زندگیشان بر پایه رضایتمندی خودشان استوار است در ظاهر اعتماد بنفس خیلی بالایی دارند و هر چیزی که بخواهند مستقیماً ان را بدست میآورند که این ویژگی برای افراد فاقد عزتنفس بسیار جذاب است.
در صورتی که که اعتماد بنفس واقعی زمانی خود را نشان میدهد که توانایی لازم جهت رسیدن به رضایتمندی شخصی را داشته باشی اما خواستههایت را به تعویق بیندازی یا متوقف کنی تا بتوانی اقدامی متناسب با شرایط پیشرو انجام دهی.
این گونه افراد به دلیل رضایتمندی خود با شما وارد رابطه میشودند و به دنبال ایجاد صمیمیت در رابطه نیستند.
پس شما تا زمانی که حس رضایتمندی به آنان بدهید در کنار شما میمانند و با بروز اولین مشکل قربانی دیگری برای خواستههایشان پیدا میکنند.
مرحله دوم: ایجاد مرزهایی سالم
این یعنی ایستادن در برابر خود. یعنی مشخص ساختن آنچه در رابطه برای شما و شریک عاطفیتان قابل قبول نیست.
این یعنی اعلامیههایی مثل همین مقاله داشته باشید و از آن پیروی کنید. شما باید درک کنید که خوشبخت کردن شریک زندگیتان مسئولیت شما نیست و اینکه او حق ندارد درخواست برخی اقدامات را از جانب شما داشته باشد و بالعکس.
هر کدام از طرفین باید مسئولیت وظایف خود را تماما به گردن بگیرد.
دوستداشتنیترین و دلسوزانهترین کاری که شما میتوانید برای شریک عاطفیتان انجام دهید این است که اجازه دهید با مسئولیتهای خودش کنار بیاید.هیچ یک از شما نباید تصور که مسئول برطرف کردن همه مشکلات زندگی شخص مقابل است.مقصود اصلی از ایجاد یک رابطه این است که هر دو طرف رابطه بدون قید و شرط از یکدیگر حمایت کنند در حالی که هر کدامشان با مشکلات خودش سروکله میزند.
مرحله سوم: همیشه آماده ترک کردن باشید
قدرت هر رابطه به اندازه عدم تمایل طرفین برای رها کردن آن است. دقت کنید که ما اینجا درباره “تمایل” برای ترک کردن یک رابطه صحبت نمیکنیم، ما درباره داشتن “آمادگی” برای ترک رابطه صحبت میکنیم.
این آمادگی باعث میشود شما همیشه گارد خود را بالا نگه دارید. فردی بعد از پشت سر گذاشتن دو طلاقحرف حکیمانهای میزد.
درس ارزشمندی که او از زندگیش گرفت این بود که: “سریعترین راه برای از بین بردن یک رابطه این است که وجود همدیگر در زندگیمان را مفروض و ضمانت شده بدانیم.”
رابطه یک تعهد نیست. یک انتخاب است و هر روز باید به گونهای رفتار کنیم که توسط محبوبمان انتخاب شویم.
صمیمیتی که در رابطه ایجاد میشود بسیار ارزشمندتر از رضایت خودتان است. این انتخابی است که نشان میدهد هزینهای کوتاه مدت ارزش مزایای بلندمدت را دارد.
ما از ساعت 8 تا 21 در کلینیک هستیم. برای رزرو وقت مشاوره و روانشناسی تماس بگیرید: